سي و چهارمين بهار آزادي امسال در شرايطي رقم ميخورد كه موج بيداري اسلامي نشأت گرفته از انقلاب اسلامي ايران، كشورهاي خاورميانه و شمال افريقا را نيز در برگرفته و قيام امام خميني كبير كه از همان سالهاي اول انقلاب موجب بروز خيزشهاي پراكندهاي در نقاط مختلف دنيا شد، اكنون در مرحله بلوغ خود قرار دارد. از اينرو، تبيين اين حركت بزرگ و بازخواني ابعاد آن، هم ميتواند به قدر دانستن اين نعمت الهي در داخل و پاسداشت آن كمك كند و هم چراغراه حركتهاي عدالتخواهانه جديدي شود كه به تعبير رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير با دبيركل جهاد اسلامي فلسطين، محدود به تحولات اخير نيست و پيروزيهاي جديدي در راه است. رجانيوز در طول ايام الله دههي فجر، هر روز گوشهاي از اين كتاب قطور را ورق ميزند:
فیلم بازدید رهبر معظم انقلاب از کمیته مشترک ضد خرابکاری که در آن به مدت هشت ماه زندانی بودند و امروز به نام موزه عبرت مشهور شده است. این فیلم دیدنی همراه با خاطره گویی حضرت آیت الله خامنهای در ادامه آمده است:
براي دانلود فايل اينجا كليك كنيد
گفتوگوی منتشر نشده رهبر انقلاب با نیوزویک در سال 60
سه شرط ایران برای پایان جنگ/ كمك نظامى نگرفتهايم و نخواهيم گرفت/ دستاوردهای گروگانگیری جاسوسان آمریکایی/ اگر شما از اتوبوسی که کودکان در آن به آتش کشیده شدهاند نجات پیدا میکردید باز هم این سوال را میکردید
کتاب "مصاحبهها" که در برگیرنده مجموعهی مصاحبههای رهبر معظم انقلاب در سال 1360 و در دوران ریاست جمهوری ایشان است، توسط انتشارات صدا و سیما (سروش) در سال 1366 در پنج هزار نسخه منتشر شد.
در این کتاب، مصاحبههای خواندنی از رهبر معظم انقلاب با خبرنگاران داخلی و خارجی در موضوعات مختلف دیده میشود که پاسخهای حضرت آیتالله خامنهای به پرسشهای گوناگون خبرنگاران در آن شرایط، میتواند به خوانندگان در شناخت بیشتر شخصیت و روحیه انقلابی و اسلامی ایشان كه با بيانات و مواضع امروز ايشان نيز كاملاً تطابق دارد و مانند "شجره طيبه" و "قول ثابت" ادامه يافته است، کمک کند.
در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است، تحلیل تاریخ و شناخت درست رویدادهای هرجامعه، نیازمند اسناد و مدارک معتبری است که از سوی شخصیتهای معتبر آن جامعه فراهم آمده است.
رجانیوز در ویژهنامه روزانه خود هر روز بخشهایی از این کتاب را منتشر خواهد کرد.
مصاحبه خواندنی حضرت آیت الله خامنهای با رسانه آمریکایی نیوزویک در تاريخ: 20 11 1360 که در آن به پرسشهای معنادار خبرنگار این رسانه پاسخ داده شده است، در ادامه آمده است.
آقاى رئيس جمهور شما در كجا متولد شدهايد و چند سال داريد؟
در مشهد متولد شده ام و 42 سال سن دارم.
در چه رشته درس خواندهايد و چه تخصصهايى داريد؟
چون در مطبوعات ايران مطالب زيادى راجع به من عنوان شده بهتر است سؤالات را در رابطه با مطالب مهم مطرح كنيد.
لطفا چگونگى اوضاع جنگ با عراق را بيان فرماييد.
وضع ما در جنگ خوشبختانه خوب است چون نيروهاى عراقى روحيهى ضعيفى دارند اما نيروهاى ما علاوه بر روحيهى قوى انسجام و كارايى كافى هم دارند و لذا جنگ با پيروزى نيروهاى ما پايان خواهد يافت.
گفته مى شود كه جنگ تا ايام نوروز پايان مى پذيرد. نظر شما در اين خصوص چيست؟
براى جنگ به دليل طبيعت آن پايانى نمى توان مشخص كرد.
آيا پايان جنگ در چند هفته يا چند ماه آينده خواهد بود؟
گرچه ما براى جنگ طولانى آمادگى لازم را داريم ولى انشاء الله اين جنگ زياد طولانى نخواهد شد.
آيا پايان جنگ را با پيروزى نظامى پيش بينى مى كنيد يا با مذاكرهى سياسى؟
پايان جنگ در هر دو صورت قابل تصور است، اما پيروزى با مذاكره وقتى امكان دارد كه شرايط ايران مورد قبول قرار گيرد ولى به گمان من عراق اين شهامت را ندارد كه صلح را با شرايط ما بپذيرد.
شرايط شما چگونه است؟
شرايط ما عبارتند از: 1. عقب نشينى بى قيد و شرط نيروهاى متجاوز 2. پرداخت غرامات جنگى 3. تعيين متجاوز و محاكمه و مجازات او.
روحيهى ملت ايران حاكى از آمادگى براى ادامهى جنگ است، اگر هم 20 سال طول بكشد و لذا براى ايران پيروزى در اين جنگ تا چه ميزان ارزش دارد و آيا بدان حد هست كه به طور عينى از شوروى كمك نظامى و فنى دريافت كند؟
ما تاكنون از هيچ كس كمك نظامى نگرفتهايم و نخواهيم گرفت اما در خصوص ادامهى جنگ و مقاومت ما اين امر نشانگر روحيه و آمادگى هاى ضرور ملت ما است.
آيا ممكن است موقعيت ايران آن قدر حساس شود كه اجبارا از شوروى كمك نظامى دريافت كند؟
منظور شما از كمك نظامى چيست؟
ما در روزنامه ها خوانده ايم كه ايرانىها به هر ترتيب بايد در جنگ پيروز شوند. با توجه به اين امر آيا ايران حاضر است وسايل نظامى يا مستشار نظامى از شوروى درخواست كند يا به عبارت ديگر اگر موقعيت به گونه اى درآيد كه راه چاره جز اين نباشد چنين درخواستى از شوروى ممكن است يا خير؟
شما اصطلاح كمك نظامى را درست به كار نمى بريد، چون خريد وسايل و ابزار نظامى را كمك نمىگويند، بلكه به گرفتن مستشارها يا دخالت عناصر نظامى يك كشور ديگر كمك نظامى مى گويند و اين كارىست كه ما هرگز نخواهيم كرد. اما در رابطه با خريد تجهيزات نظامى اين چيزىست كه ما طبق مصلحت خودمان عمل مى كنيم و اين راه را بر روى خود نبستهايم.
ممكن است خواهش كنم پيرامون دستاوردهاى انقلاب و نارسايىهاى بعد از انقلاب و اولويتهاى برنامه ريزى توضيحات لازم را بيان كنيد؟
دستاوردهاى انقلاب كه بسيار است و در اين سه سال گذشته ما مستقل بودن را آزمايش و نيروهاى ملتمان را ارزيابى كردهايم و نسبت به آن كاملا مطمئن شديم. ما فرهنگ مردممان را از وابستگى مخصوصا به امريكايىها تا ميزان زيادى رها كردهايم و وضع كشاورزيمان را تا حدودى سروسامان بخشيده ايم به نحوى كه مى توانم بگويم در اين سه ساله ولادت جديد يافته ايم و تجربيات زيادى را كسب كرده ايم كه معمولا در يك جامعه ى آرام يعنى آن جامعه اى كه انقلاب در آن رخ نداده، هرگز ظرف چنين مدت كوتاهى به دست نمى آيد. و در رابطه با كمبودها بايد بگويم كه كمبودهايمان زياد است ولى براى جامعهى خودمان آينده اى را ترسيم كرديم كه در مقايسه با وضع كنونى ما بسيار كامل و بى نقص است كه اميدواريم طى سنوات نه چندان دور به آن برسيم و اين طبيعى ست كه تا به آن آيندهى ترسيم شده نرسيم همواره نقايص هست و لذا ما به نقايص موجود معترفيم اما به خودمان اطمينان مى دهيم كه آنها را برطرف خواهيم كرد و راجع به اولويت ها هم چند مسأله را از نظر دور نمى داريم: 1. رسيدگى به رفاه مردم خصوصا طبقات ضعيف كه بر اثر اعمال سياسات ديكته شدهى اربابان امريكايى به شاه آنها را به خاك سياه نشانده اند 2. تجديد نظر اساسى در وضع تشكيلات دولتى و تنظيم آن به نحوى كه نيازهاى انقلابمان را برآورده كند 3. تنظيم روابط خارجى كه در اين خصوص بسيار فعال شده ايم.
ممكن است نارسايى ها و مشكلات خودتان را بيان كنيد و بفرماييد كداميك مهم تر است و چگونگى غلبهى بر آنها را توضيح دهيد؟
يكى از مهم ترين مشكلات ما كه از رژيم گذشته به ارث برده ايم و امروز با تمام قدرت در صدد برطرف كردن آن هستيم اين است كه ملت ايران در گذشته فكر نمى كرد كه بتواند خودش ابتكار عمل را در دست بگيرد. زيرا او را به اين باور رسانده بودند كه بايد بنشيند و منتظر بماند كه از گندم و مرغ و تخم مرغ گرفته تا ماشين هاى عظيم صنعتى و دارو و وسايل منزل از خارج برايش وارد شود. لذا ما با كوشش بسيار اين باور را در مردم خودمان به وجود آورديم كه آنان مى توانند هم در زمينهى وسايل توليدى و هم در زمينهى مسائل سياسى با استقلال بر روى پاى خود بايستند و زندگى كنند و مشكلات جامعهى خود را خود برطرف نمايند. ما در اين خصوص گام هايى برداشته ايم و به موفقيت هايى نيز رسيده ايم.
در حالى كه در ايران سه ميليون نفر بى كار هست و 60 درصد قيمتها افزايش يافته و كمبودها زياد است، مواد غذايى سهميه بندى شده و مشكلاتى در زمينهى موازنه پرداختها به چشم مىخورد، آيا شما راهى براى از بين بردن اين مشكلات داريد؟
بله بسيارى از مشكلات مذكور وجود دارد كه اغلب آنها ناشى از وقوع جنگ است و شما نمىتوانيد هيچ كشورى را پيدا كنيد كه با يك جنگ 17 ماهه روبرو باشد، اما چنين مشكلاتى را نداشته باشد و بنابراين آنچه شما به عنوان مشكل اقتصادى از آن ياد كرديد، براى ما كاملا طبيعى و قابل پيش بينى بوده است اما برخلاف تصور شما كه مى پنداريد دولت ايران طرحى براى حل اين مشكلات ندارد، بايد بگويم در اين رابطه ما به تلاش هايى مشغوليم كه مطمئنا به نتيجه خواهد رسيد، به دليل اين كه على القاعده به دليل جنگ و محاصرهى اقتصادى بايد اوضاع ما از وضع فعلى هم بدتر باشد. و من پيش بينى مى كنم كه در آيندهى نزديك لااقل نيمى از مشكلات اقتصاديمان با تلاش و كوشش مسؤولان برطرف خواهد شد. اين را هم اضافه كنم دليل اين كه ما اين مشكلات را چندان سنگين و وحشت آور نمى بينيم اين است كه مردم ما با دولت همكارى كامل دارند و مشكلات را تحمل مى كنند و لذا مشكلات تبعى به وجود نمى آيد. دولت هم براى رفع مشكلات كمك مى كند.
آيا شما نظر بانك ها را كه مى گويند ارز نداريد، تأييد مى كنيد؟
خير تأييد نمى كنم.
آيا ممكن است ميزان دقيق ارز موجودتان را بيان كنيد؟
شما انتظار داريد من به طور دقيق بگويم تعداد ارز موجودمان چقدر است؟
به موجب گفتهى مقامات ايرانى دو ميليارد دلار ذخيرهى ارزى داريد ولى بانك هاى جهانى مىگويند هيچ ارز نداريد.
اظهاراتى كه پيرامون ذخاير ارزى ما در دنيا مى شود معمولا عارى از حقيقت است.
پس ذخاير ارزى شما چقدر است؟
لزومى ندارد كه ميزان آن را شما بدانيد.
گزارشهايى رسيده است حاكى از اين كه دولت ايران از برخى از كشورها مثل سوئيس آلمان غربى يا ژاپن درخواست وام كرده. آيا صحيح است؟
اين گزارش ها عموما خلاف واقع است، گرچه اين را هم نفى نمىكنيم كه ممكن است يك روزى از يك دولتى وام بگيريم. اما خوشبختانه الان در چنان شرايط اضطراریى قرار نداريم كه مجبور به گرفتن وام باشيم و ذخاير ارزى را هم از آن مقدارى كه شما از قول مقامات ايران نقل كرديد، بيشتر است.
با گذشت يك سال از آزادى گروگان هاى امريكايى آيا شما اين امر ( يعنى گروگان گيرى ) را كمك به انقلاب خودتان تلقى مىكنيد يا كارى بود كه نمىبايد اتفاق مىافتاد در حالى كه توجه مردم را از مسائل ديگر دور كرد؟
ما از وقوع آن حادثه بسيار خوشحاليم و امروز هم اعتقاد داريم كه حادثهى مزبور انقلابمان را به پيش برد. ضمن اين كه آنچه بر اثر گروگان گيرى بر ضد ما واقع شد در قبال آنچه ما از اين حادثه كسب كرديم چيز زيادى نيست.
دستاورد شما از حادثهى گروگان گيرى چه بود؟
ما توانستيم روحيهى انقلابى مردممان را در اين حادثه استوارتر ببينيم و توطئه ى امريكا در رابطه با براندازى جمهورى اسلامى ايران را خنثى كنيم.
با توجه به اهميت مسألهى گروگان گيرى پس از گذشت يك سال از آن آيا به نظر شما بهتر نبود كه گروگانها زودتر آزاد مىشدند تا شما به حل و فصل مشكلات خودتان از قبيل مسائل اقتصادى بپردازيد.
اين مسأله فعلا قابل بحث نيست و بالاخره دير يا زود گروگانها آزاد مى شدند، اما آنچه براى ما حايز اهميت است ما به وسيله ى اين اقدام دستهاى توطئهگر امريكا در كشورمان را قطع كرديم.
ممكن است در مورد روش قضا در اسلام (شكل تشخيص جرم دستگيرى ها زندان ها محاكمات شكنجه اعدام ها) توضيح دهيد كه اين روش بهترين روش است يا بايد تغيير يابد و آيا شما به تمامى اهداف خودتان دست يافتهايد؟
بدون شك ما امروز بهترين وضع قضا در اسلام را نداريم و لذا بايد حتما خودمان را در اين مورد كامل كنيم. اما مهم اين است كه اين كامل شدن در جهت آن چيزى كه امروز در غرب وجود دارد، حركت نخواهد كرد. يعنى وقتى بخواهيم قضاوت اسلامى را تصحيح و تكميل كنيم، به سمت آنچه امروز شما داريد، نخواهيم رفت بلكه به سمت بخشهايى از قوانين اسلامى خواهيم رفت كه تاكنون امكان پياده كردن آنها را نيافتهايم. اما شما در سؤالتان به ميزان زيادي تحت تأثير شايعات هستيد و ما آنچه را در مطبوعات شما نسبت به وضع قضاوت در ايران منتشر مىشود، قويا رد مى كنيم.
وقتى شما عمدتا روى اعدامها تكيه مى كنيد، مرتكب دو اشتباه مىشويد، يكى اين كه آمار اعدام ها در ذهن شما به هيچ وجه واقعى نيست و دوم اين كه شرايطى را كه ضد انقلاب در ايران به وجود مىآورد، نديده مىگيريد. من از شما سؤال مىكنم كه اگر شما در همان اتوبوسى كه ضد انقلاب آن را به آتش كشيد، مى بوديد و دو كودك بى گناه در اتوبوس كشته و گروهى مجروح مى شدند و آن وقت شما با ترس از مرگ و با زحمت زياد خودتان را نجات مىداديد، دربارهى عاملين اين آدم سوزى چگونه فكر مىكرديد؟ و آيا باز هم معتقد بوديد كه ما با عفومان بايد به آنها جايزه بدهيم؟ در حالى كه اين يك نمونه از جنايات آنهاست والا از اين قبيل فراوان است.
من زمانى را به خاطر دارم كه توسط ايرانيان تبعيدى قبل از انقلاب از وسايل ارتباط جمعى غرب انتقاد مىشد كه چرا آنها به جنايات و شكنجهها و تيربارانهايى كه توسط شاه انجام مىشد، اعتراض نمىكنند و لذا حالا براى من اين سؤال مطرح است كه آيا اين اعدامها به همان اندازهى زمان شاه بد نيستند؟ و آيا ما روزنامه نگاران نبايد در مورد اين اعدام ها درست مثل شكنجههاى ساواك شاه حساس باشيم؟
شما كه نويسنده هستيد بايد بيش از ديگران اهل محاسبه و دقت باشيد و يقينا كسى كه جنايتى مرتكب مىشود -مثل قتل- دادگاه او را محكوم به اعدام مىكند - البته در كشورهايى كه حكم اعدام وجود دارد. يعنى باز هم قتل و آيا اين دو قتل همانند هم هستند؟ و آيا قتل يك بى گناه برابر با اعدام قاتل اوست؟ من خودم در زمان شاه زندانى سياسى بودم و از كسانى بودم كه با شاه مبارزه كردم، حالا سؤال اين است كه آيا آنچه را در آن روز ما با آن مبارزه مى كرديم امروز هم هست؟ و آيا آنهايى كه امروز با دولت مبارزه مىكنند، همانطور است كه آن روز ما مبارزه مى كرديم؟ در توضيح اين مطلب ما آن روز از شاه مىپرسيديم چرا ثروت هاى ملى را به بيگانگان مىدهى؟ و چرا به محرومان جامعه كمك نمىشود؟ و چرا مسؤولان حكومت ثروت هاى كلان از مال مردم را براى خودشان جمع مى كنند؟ اما امروز هيچ يك از اين چراها براى كسانى كه با حكومت در معارضه هستند، وجود ندارد. ما آن روز به ساواك مى گفتيم چرا كسانى را در زير شكنجه مى كشى و چرا افراد را بى دليل اعدام مى كنى بدون آن كه هيچ جنايتى مرتكب شده باشند؟ اما امروز وضعيت چگونه است؟ امروز كسانى هستند كه سعى مى كنند جو داخلى ايران را متشنج كنند و براى اين كار با كشتار انفرادى بى گناهان و بمب گذارى ها عده اى را به طور دسته جمعى به خاك و خون مى كشند و ما وقتى اينها را دستگير نموديم، محاكمه مى كنيم. اگر ثابت شد اين گناهان را مرتكب شده اند اعدامشان مى كنيم. بنابراين آيا شما به عنوان يك خارجى بى نظر مى توانيد اين دو كشتن را در مقام مقايسه همطراز بدانيد؟ لذا من به شما توصيه مى كنم هر وقت خواستيد به دليل عواطف انسانى كسى را كه مرتكب قتل شده سرزنش كنيد، سزاوار است آن كسانى را سرزنش كنيد كه پيرمردهايى همچون آيت الله دستغيب و آيت الله مدنىها را مىكشند يا آن كسانى كه كودكان را در شيراز به آتش مى كشند يا در جاهاى ديگر صدها نفر بى گناه را به قتل مى رسانند ملامت كنيد.
آيا ممكن است تعداد تيرباران شدگان بعد از آقاى بنى صدر را بگوييد؟
مى توانيد از مقامات مسؤول بپرسيد.
شنيده شده كه براى جانشينى امام خمينى قرار است مجلس خبرگان تشكيل شود. آيا زمان تشكيل اين مجلس تعيين شده و ضمنا آيا رهبر يك فقيه خواهد بود يا شوراى پنج نفره؟ و اين شكافى كه در ميان روحانيان در مورد ولايت فقيه وجود دارد جدى است؟ و آيا دين با سياست توأما خواهد ماند يا جدا مى شود؟
ابتدا بايد به خاطر اطمينان شما بگويم كه دين و سياست همچنان يكى خواهند ماند و اين شكاف بين روحانيان هم چيزى است كه به وسيلهى دشمن تبليغ مى شود و جز دو سه نفر كه در ميان مردم هيچ گونه طرفدارى ندارند، روحانيان يكپارچه هستند. اما چگونگى انتخاب رهبر را خيلى روشن قانون اساسى بيان كرده است. مجلس خبرگان هم يك نهاد قانون اساسى ست و چه در زمان امام خمينى و چه بعد از ايشان در اجراى قانون اساسى اصل تشكيل مجلس خبرگان بايد اجرا بشود. اما بافت شوراى رهبرى حتمى نيست و ممكن است سه نفره باشد يا پنج نفره.
اگر ممكن است توضيح دربارهى سلامتى خودتان را بيان كنيد؟
حال عمومى من خوب است اما دستم به طور كامل حركت ندارد. پزشكان اميد زيادى دارند كه كاملا خوب شود و در پايان اين مصاحبه كه من با اولين خبرنگار امريكايى حدود يك ساعت و پانزده دقيقه مصاحبه كردم، خوب است بدانيد چرا ما حاضر نبوديم با مطبوعات آمريكايى مصاحبه كنيم و حاضر نبوديم آنها را به كشورمان راه بدهيم كه آن هم فقط يك دليل دارد: زيرا اينها به جاى اين كه طبق وظيفهى مطبوعاتى كه دارند يك عنصر منتقل كنندهى حرف ها و افكار باشند، عناصر سياسى بودند كه مطالب را طبق ميل و سياست ها تغيير مى دادند و تحريف مى كردند. سپس به صورت دروغ هاى كوچك و بزرگ در مطبوعات منعكس مى نمودند و لذا من مايلم احساس كنم كه شما برخلاف مطبوعاتچى هاى امريكايى اين مصاحبه را منعكس خواهيد كرد و به من تجربهى خوبى از مصاحبه با يك امريكايى خواهيد داد والسلام.
فایل صوتی سخنرانی شهید بهشتی؛ این شهید بزرگوار در سخنرانی خود به برکات معنوی انقلاب پرداخته است:
براي دانلود فايل اينجا كليك كنيد
خاطرات خواندنی از مجاهد نستوه شهید ایت الله سعیدی
نخستین شهید روحانی نهضت امام/ لحن محبت آمیز امام درباره شهید سعیدی را حتی در مورد حاج آقا مصطفی هم ندیدم
"هنگام نماز مغرب و عشا به منزل امام رفتم، می خواستم با ایشان مذاكره كنم، امام آماده نماز بودند، وقتی منظورم را فهمید، اندكی نماز را به تأخیر انداخت. به عرض رساندم: آقا! طبق برداشتی كه من كرده ام، از این به بعد شما در مبارزات خود، یاوران كمتری خواهید داشت."
امام فرمودند: "سعیدی! چه می گویی؟! به خدا قسم، اگر تمام جن و انس پشت به پشت هم بدهند و در مقابل من بایستند، من چون این راه را حق یافته ام، از پای نخواهم نشست."
"با شنیدن سخنان امام، چنان دلگرم شدم، كه روح تازه ای در وجودم دمیده شد و ایمان بیشتری به قیام و حركت امام پیدا كردم."
آهنگ انقلاب 2 /
برخيزيد...
براي دانلود فايل اينجا كليك كنيد
تصویر انقلاب 3 /
تصاوير بالا كارهاي ماندگاري از مرحوم بهمن جلالي است كه براي ديدن آنها با اندازهي اصلي ميتوانيد بر روي عكسها كليك كنيد.
بهمن جلالی در سال ۱۳۲۳ در تهران زاده شد. او تحصیلاتش را در دانشگاه ملی در رشته اقتصاد به پایان رساند و عکاسی را به صورت تجربی آموخت. جلالی عصر جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ به دلیل بیماری سرطان پانکراس در خانه خود در تهران درگذشت. جلالی در جریان وقایع انقلاب ۱۳۵۷ و نیز جنگ هشت ساله ایران و عراق به عکاسی پرداخت، که این دو دوره، از مهمترین فعالیتهای هنری مرحوم جلالی به شمار میرفت.
مطلب مرتبط:
بهار در بهار/1/گفتوگوي خواندني آيتالله خامنهاي با خبرنگار هندي در سال 60+ فيلم خاطره از ورود امام/ عمامه جد سادات نجاتم داد/ فيلم: بهسوي فرار
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : گفتوگوي خواندني, آيتالله خامنهاي, نيويورك تايمز, بهار در بهار, اولين روحاني شهيد, موزه عبرت, ,